International law blog

Cases and News

PSI 1

اینکه در این وبلاگ تاکنون  در مورد جنگ 22 روزه اسرائیل و حماس چیزی نوشته نشده، احتمالاً به علت تازگی موضوع و پرهیز از شتابزدگی در تحلیل این موقعیت بغرنج بوده است ( و البته شاید تنبلی بنده و دوستان!). به هر حال ضمن آنکه  پرداختن به این مورد و به ویژه قطعنامه بی خاصیت ( بخوانید بی هویت!) شورای امنیت را به آینده نزدیک موکول می کنم، بی مناسبت ندیدم نوشتن در مورد حقوق بین الملل دریاها را از یکی از حوادث جنبی این مخاصمه مسلحانه شروع کنم.

خبرگذاری   Associated Press-AP در خبر 22 ژانویه خود آورده  یک کشتی با مالکیت ایرانی که تحت پرچم قبرس حرکت می کرده توسط یک ناو آمریکایی در دریای سرخ متوقف و مورد بازجویی قرار گرفته است. در این خبر که به نقل از مقامات پنتاگون مخابره شده، علت این اقدام » احتمال حمل سلاح برای گروه نظامی حماس» ذکر شده است.

مبنای این اقدام آمریکا چنانچه بسیاری از دوستان عزیزم مطلع هستند به برنامه PSI باز می گردد که از سال 2003   توسط جرج بوش در KRAKOW  لهستان اعلام موجودیت کرد. بر اساس این ابتکار آمریکا که امروزه حمایت تعداد قابل توجهی از کشورهای اروپایی و قدرتهای دریایی را به همراه خود دارد، اعضا این اجازه را به خود داده اند که در صورت وجود دلایل قوی بر حمل سلاحهای تخریب انبوه(WMD)  در دریای آزاد، وارد عرشه کشتی مظنون شده و آن را مورد بازرسی قرار دهند. در مورد این توافق که در ظاهر بر خلاف ماده 110 کنوانسیون حقوق دریاها 1982 می باشد، در پستهای آتی بیشتر خواهم نوشت. فعلاً شما را برای مطالعه بیشتر به این نوشته ارجاع می دهم.

البته در قسمتی از این خبر گفته شده که ورود به عرشه و بازرسی کشتی که 2 روز طول کشیده، با اجازه خدمه کشتی صورت گرفته است! این عبارت غیر دقیقی است. چراکه بر اساس حقوق بین الملل دریاها به جز موارد ماده 110، ورود به کشتی کشور دیگر تنها با اجازه دولت صاحب پرچم یا اجازه فرمانده (Master) آن ممکن خواهد بود و رضایت خدمه (Crew) محمل قانونی ندارد. منتظر نظرات موافق یا مخالف دوستان حقوق بین المللیم خواهم بود.

ژانویه 28, 2009 Posted by | خبرها و رویدادها, عرف | بیان دیدگاه

SYBIL : Vol. 11

شماره ی جدید Singapore Year Book of International Law منتشر شد.

برخی مقالات این کتاب بطور مجانی قابل استفاده بوده و از طریق پیوند های Current Issue و Archive می توان به آنها دست پیدا کرد.

جای تاسف است که ما هنوز در ایران با اصرار فراوان می خواهیم تمام مطالب را به فارسی بنویسیم قافل از اینکه هر چیز به جای خویش نیکوست. حقوق بین الملل پیش از هر چیز حقوق زبان های بین المللی است . خداوند روح فردوسی را شاد نگاه دارد.

دانشگاه ملی سنگاپور مدتی است که میزبان دانشگاه نیویورک است ؛ این قابل توجه دوستانی است که برای آغاز مطالعه ی حقوق بین آماده می شوند.

دسامبر 8, 2008 Posted by | مقاله ها و کتاب ها, کتاب ها و مقالات روز, گفتارها, حقوق بین الملل, دانشگاهی | بیان دیدگاه

The Lauterpacht Centre

چندی است که بیشتر وقتم در محل کار و یا برای اتمام پایان نامه مصرف می شود و آنطور که باید نمی توانم در حقوق بین الملل تفرج کنم . از همین روی شماره ی نوشته ها روی بلاگ کاهش یافته و … ؛ با این مقدمه و با توجه به اینکه در کمال مسرت دریافتم بعضی از دوستانی که به تازگی حقوق بین الملل را موضوع تفرج قرار داده اند به این وبلاگ سر می زنند تصمیم دارم مجموعه ای از منابع اینترنتی را در این پست و بعضی دیگر که در روزهای آینده و در قالب پست هایی علی حده نوشته خواهند شد معرفی کنم تا دوستان جدیدالورود به ساحت حقوق بین الملل راه رفته نپیمایند.

این نوشته در مورد مرکز لوترپاخت است.

تا آنجا که من می دانم دو دسته دانشجوی حقوق بین الملل وجود دارند : دسته ی نخست کسانی هستند که در حال مطالعه ی حقوق بین الملل بطور عمومی هستند و آمادگی آن را دارند تا در هر زمینه ای از حقوق بین الملل مطالعه کنند ؛ در حالی که دسته دوم وقت خود را تنها در مورد موضوعی مشخص در حقوق بین الملل مصرف می کنند (احتمالا در حال نگارش پایان نامه هستند).

آشنایی با این سایت و محتویات آن برای هر دو گروهی که من می شناسم مفید است. دسته ی نخست می توانند صرف نظر از محتویات نوشته ها با سرفصلی از مطالب بروز حقوق بین الملل از طریق صفحات Project ، Lectures و Publications آشنا شوند . یا لااقل با محدوده ی مورد علاقه ی مرکز لوتر پاخت ؛ شاید روزی این موسسه را از تولیدات فکری خود بهره مند کنند.

دسته ی دوم ، که احتملا نیازمند روشی تجربه شده برای جمع آوری منابع مادی حقوق بین الملل برای پایان نامه شان در مورد موضوعی مشخص هستند ، می توانند از طریق Research Links به حجم قابل توجهی از این منابع دست پیدا کنند. معاهدات ، نظرات رسمی اعلام شده از سوی دولت ها از طریق سایت های وزارتخانه های امور خارجه شان (که همان عرف باید باشد) و آرای قضائی بین المللی و به طریق اولی دکترین از آن جمله هستند.

تردیدی نیست آنان که می خواهند حقوق بین الملل را آغاز کنند و یا به دنبال دانشگاهی برای ادامه ی تحصیلات تکمیلی خود می گردند می توانند از طریق پیوند Faculty of Law به دانشکده ی حقوق دانشگاه کمبریج که برای شروع نقطه ی مطمئنی به نظر می رسد راه پیدا کنند. باشد تا آمرزیده شوند.

دسامبر 6, 2008 Posted by | گفتارها, حقوق بین الملل, دانشگاهی | ۱ دیدگاه

رژیم بازداشت حاکم بر تروریست ها

یکی از پانل های حاضر در همایش دو روزه ی حقوق بین الملل بشر دوستانه ی عرفی در دانشگاه تهران که ماه گذشته برگزار شد در مورد رژیم حاکم بر بازداشت ها در حقوق بین الملل بشردوستانه بود. در طول این همایش استاد ارجمندم جناب آقای دکتر امیرحسین رنجبریان نیز ، که از سخنرانان به شمار می رفتند ، حسب پایبندی شان به مبانی انسان دوستانه و حقوق بشری حقوق بین الملل بشردوستانه چنین استدلال کردند که بازداشت این افراد باید تحت مقررات عمومی حاکم بر بازداشت ها ، خصوصا آزادی دسترسی به دادگاه های بی طرف برای اثبات حقیقی بودن اتهامات باشد .

در این ارتباط این نظر نیز بطور عمومی مطرح گردیده است که این رزمندگان و اشخاصی که در طول آنچه جنگ علیه تروریزم خوانده شده ، آنجا که دیگر جنگی (در صحنه ی نبرد ) در میان نیست امری غیر قانونی به شمار می رود.

به تازگی مقاله ای از ماتیو ماکس در این ارتباط منتشر شده است که به نظر خواندنی می رسد.

حقیر تصور می کند 3 نکته را نباید در این ارتباط نادیده گرفت : نخست متن دو قطعنامه ی  1368 و 1373 شورای امنیت؛ دوم ، آنچه ما از آن در حقوق بین الملل تحت عنوان Responsibility to Protect نام می بریم و بر دوش دولت هاست؛ و سوم طبیعت شبکه های مجرمانه ای مانند القاعده که عمده ی منابع مالی خود را از طریق کمک های مالی اشخاص خصوصی و یا قاچاق مواد مخدر تامین می کنند و می توانند مستقل از دولت ها عمل کنند. اینها و البته بسیاری دلایل حقوقی و مادی دیگر بنده را کمی به دیدگاه مخالف و انتقادی سوق می دهد.

نوامبر 24, 2008 Posted by | قطعنامه ها, کنوانسیون های لاهه و ژنو, کتاب ها و مقالات روز, گفتارها, حقوق بشر دوستانه | ۱ دیدگاه

AsianSIL: Call For Papers

انجمن آسیایی حقوق بین الملل برای دومین نشست دوسالانه ی عمومی خود دعوت به ارسال مقاله کرده است. اطلاعیه ی مربوطه را اینجا ببینید.

نوامبر 23, 2008 Posted by | Call for Papers, دانشگاهی | بیان دیدگاه

رای دیوان: کرواسی علیه صربستان

دیوان بین المللی دادگستری رای خود در مورد صلاحیتش در دعوای فوق را صادر کرد. رای دیوان را اینجا و اسناد دعوا را اینجا ببینید.

برای آنانی که پدیده ی «قاعده ی آمره» نظرشان را جلب کرده ، وفور این دعاوی و نحوه ی استدلال اطراف دعوا و نیز دیوان بین المللی دادگستری در این پرونده و به طور کلی پرونده های مرتبط با حق حیات ،خصوصا ژنوسید (مانند پرونده ی تازه ای که گرجستان علیه روسیه ثبت کرد – البته اگر دیوان صالح برای رسیدگی باشد) می تواند مفید باشد.

نوامبر 22, 2008 Posted by | آراء ترافعی, آراءِ محاکم بین المللی, حل و فصل اختلافات بین المللی, خبرها و رویدادها, دیوان بین المللی دادگستری | بیان دیدگاه

دیوان بین المللی دادگستری – جمهوری سابق یوگوسلاو مقدونیه علیه یونان

دیوان خبر ثبت این دعوا را در 17 نوامبر 2008 منتشر کرد. مبنای این دعوا ، ادعای مقدونیه درباره ی تخطی یونان از اجرای ماده ی 11 معاهده ی Interim Accord که در 13 سپتامبر 1993 میان طرفین امضاء شده بود، است. صلاحیت دیوان حسب پاراگراف 2 ماده ی 21 این معاهده قابل اثبات به نظر می رسد.

این دعوا ریشه در مخالفت یونان برای عضویت مقدونیه در NATO دارد.

دادخواست مقدونیه را اینجا ببینید.

نوامبر 22, 2008 Posted by | حل و فصل اختلافات بین المللی, خبرها و رویدادها, سازمان های منطقه ای, سازمان های بین المللی | بیان دیدگاه

یک پرسش تئوریک در مورد دیوان بین المللی دادگستری

چرا دیوان بین المللی دادگستری تمایل دارد تا موجودیت فرم های عرفی و معاهداتی یک قاعده را از یکدیگر متمایز جلوه دهد؟ آیا جز این است که وجود یک قاعده ، از رهگذر وجود ایجاب و الزام به عمل به آن «باید» یا «نباید»ی کشف می شود که از قاعده در معنای مجرد آن بر می خیزد و تفاوتی نمی کند که سوژه های یک نظام ، الزام به اجرای آن قاعده را در چه فرمی پذیرفته باشند تا آن قاعده به وجود آید؟ به بیان دقیق تر به نظر شما ، آیا تفاوتی می کند که دفاع مشروع حسب آنکه از منظر ماده ی 51 منشور ملل متحد شناسایی شود و یا آنکه قاعده ای عرفی تلقی گردد همچنان قاعده ی دفاع مشروع است؟

این سوال از آنجا ناشی می شود که دیوان در رای نیکاراگوئه بیان می دارد :

178. There are a number of reasons for considering that, even if two norms belonging to two sources of international law appear identical in content, and even if the States in question are bound by these rules both on the level of treaty-law and on that of customary international law, these norms retain a separate existence.

179. It will therefore be clear that customary international law continues to exist and to apply, separately from international treaty law, even where the two categories of law have an identical content.

خصوصا آنکه خود دیوان در همان رای نیز یاد آور می شود:


«It is of course axiomatic that the material of customary international law is to be looked for primarily in the actual practice and opinion juris of States, even though multilateral conventions may have an important role to play in recording and defining rules deriving from custom, or indeed in developing them.» (Continental Shelf (Libyan Arab Jarnahiriyu/ Malta), I. C.J. Reports 1985, pp. 29-30, para. 27.)

نوامبر 17, 2008 Posted by | آراءِ محاکم بین المللی, دیوان بین المللی دادگستری, طرح پرسش | 2 دیدگاه

IILJ: International Law Course

Course Materials

Unit 1: Introduction to International Law

Unit 2: International Courts and Tribunals

Unit 3: Customary International Law and the Law of the Sea

Unit 4: Treaties in International Law – With Extended Treatment of Human Rights Treaties

Unit 5: National Courts and International Law: National Jurisdiction

Unit 6: Immunity and Act of State in National Courts

Unit 7: Use of Force

این دوره از حقوق بین الملل از آن جهت جذاب است که نام نویسندگانی چون کراسنر و کوهین که چهره هایی روابط بین المللی هستند ، در میان اعطاء کنندگان مطالب به آن به چشم می خورد. خواندن بخش نخست را به طور خاص به دوستان توصیه می کند.

نوامبر 8, 2008 Posted by | گفتارها | بیان دیدگاه

یک پرسش روابط بین المللی

این برای حقوقدان و سیاست شناس بین المللی امری بدیهی است که تاسیسات حقوقی نقش قابل توجهی در تمشیت مسائل مرتبط با سیاست خارجی هر دولت بازی می کنند ؛ از همین روی  برخی از حقوقدانان ، حقوق بین الملل را مطلقا تابعی از امور سیاسی و نیازها و ضرورت های سیاسی و اقتصادی بین الملل به شمار می آورند. از میان ناظران روابط بین المللی ، این رابرت کوهین است که در فرض «وجود دو دیدگاه» حقوقدانان بین المللی را به دو دسته ی ابزارگرا instrumentalist و حقوق گرا legalist تقسیم می کند ؛ دسته ی متقدم مصادیقی چون وابستگان مکتب New Haven و یا آن دسته از حقوقدانان که به بیان یان برانلی Ultra Positivist به شمار می روند داشته و از میان طرفداران گرایش دوم می توان به ساختارگرایان فرانسوی (که اصلی ترین گرایش حقوق بین المللی در ایران نیز هستند) اشاره کرد. حال سوال اینجاست : اگر جزء گروه نخست باشیم و بپذیریم که حین شکل گیری یک قاعده حقوق بین المللی ، مشاوران حقوقی دولت ها و دکترین هایی که در دانشکده های حقوق و مدارس روابط بین الملل تدرییس می شوند می توانند در تغییر و یا استحکام عملکرد دولت ها برای ساختن یک قاعده نقش بازی کنند ، آیا نظریه ی دفاع مشروع پیش دستانه preemptive می تواند نیازها و ضرورت های دفاعی دولت ایران را برآورده سازد ؟ به بیان دیگر چنانچه بپذیریم که این دکترین (که خاصه جایگاه خود را در عملکرد دولت ها نیز بازیافته و به نظر می رسد ایران نیز کمابیش به آن متمایل است) برای مقابله با گروه های مسلح غیر دولتی در حال شیوع است ، کدام موضع را برای دولت ایران توصیه می کنید : تائید و تشریک مساعی با کشورهای عمل کننده به دکترین برای شکل دادن به قاعده و تاثیر گذاشتن بر دینامیک رژیم دفاع مشروع در این موج جدید (برای اعمال دفاع مشروع علیه بازیگران غیر دولتی مسلح) ، یا پافشاری بر مواضع ایستای حقوق بین الملل مبنی بر ممنوعیت استفاده از زور در مقام دفاع مشروع علیه بازیگران غیر دولتی (ن.ک رای دیوار پاراگراف 139) و تردید در امکان دست یازیدن به دفاع مشروع در صورت بروز و وجود خطر قریب الوقوع ، یعنی دفاع پیش دستانه؟

برای پاسخ گفتن به این پرسش طبعا باید امور واقعی که ایران در سیاست دفاعی خود با آن دست به گریبان است در نظر گرفت ؛ از این جمله می توان به وجود گروه های مسلح مشغول به قاچاق مواد مخدر در مرزهای شرقی، گروه های قومی شورشی احتمالی ، گروه های مسلح سیاسی و در نهایت القاعده به عنوان یک گروه مسلح رادیکال سنی با رویکرد تروریستی که دشمن بالقوه ی مسلمانان غیر عرب غیر سنی به شمار می رود اشاره کرد . هر یک از گروههای مسلح فوق زمانی موضوع این پرسش قرار می گیرند که در خاک کشوری دیگر مقیم باشند و از آن سرزمین حملاتی را علیه خاک ایران هدایت کنند و بخواهیم به این وسیله امکان ورود به خاک همسایه برای سرکوب آنان را از نظر حقوقی توجیه کنیم.

پاسخ به این پریسش می تواند در چهارچوب یک پایان نامه ی بین رشته ای ممکن شود. فاکتورهای مهم در این میان به این قرار قابل فهرست هستند:

1) موضوع تروریزم (قطعنامه های 1368 و 1373 شورای امنیت): تروریستی بودن عملکرد این گروه ها می تواند راهروهای استفاده از زور را مستندا به دو قطعنامه فوق فراخ تر کند.

2) امکان استفاده کشورهای دیگر از همین دکترین برای ورود موقت به خاک کشور ایران : چه میزان این احتمال را قوی می بینید ؟ آیا کشورهای همسایه قدرت نظامی کافی برای ایجاد تهدیدی از این دست علیه  ایران را دارا هستند؟

3) رژیم های دفاعی جمعی که بین ایالات متحده و کشورهای همسایه در حال شکل گیری است : آیا این پیمان ها می توانند راهی برای ورود نیروه های نظامی ایالات متحده به خاک ایران برای سرکوب گروه های مسلح و تروریستی که ممکن است ادعا شود موقتا به خاک ایران پناه آورنده اند فراهم کنند؟

4) ایجاد رژیم های امنیتی موازی از سوی ایران با کشورهای همسایه در مقابل رژیم های فوق الذکر چه میزان در خنثی کردن احتمال بروز مورد سوم موثر خواهد بود؟

اکتبر 4, 2008 Posted by | حقوق مخاصمات مسلحانه, دفاع مشروع, دانشگاهی, طرح پرسش, عرف | 6 دیدگاه