International law blog

Cases and News

A new definition of terrorism

In my pre-previous post I wrote about Iran’s ratification of Convention of the Organization of the Islamic Conference on Combating International Terrorism.

That’s granted that there is no consensus among States on the exact definition of Terrorism, however such conventions and the anti terrorism treaty collection under UN, have exemplified the concept in their own specific ways, and it is while domestic laws of states have shed some light on the issue as well.

This Convention too, contains a definition of Terrorism that reads “Terrorism means any act of violence or threat thereof notwithstanding its motives or intentions perpetrated to carry out an individual or collective criminal plan with the aim of terrorizing people or threatening to harm them or imperiling their lives, honor, freedoms, security or rights or exposing the environment or any facility or public or private property to hazards or occupying or seizing them, or endangering a national resource, or international facilities, or threatening the stability, territorial integrity, political unity or sovereignty of independent States.”

to me, since terrorism is a crime, it has to be defined in stricto sensu, the fact that`s missing from the above-said definition; letting aside the looseness, article 1(4), that goes “Crimes stipulated in the following conventions are also considered terrorist crimes with the exception of those excluded by the legislations of Contracting States or those who have not ratified them”(referring to UN conventions on terrorism), can put international cooperation into jeopardy; because it has made it harder to link Islamic Conference attempts to the mainstream of the UN members› endeavor against international terrorism, by putting domestic provisions of contracting parties in superiority to those provisions that UN conventions imply.

this may be explainable considering the facts:

1)      the continuance of occupation of the Palestinian territory by Israel,

2)      presence of foreign troops in the region (Iraq and Afghanistan) which in case of Iraq, in the first place was utterly against old costumed Jus ad bellum, and was sort of justified ex post facto by the Security Council;

Letting aside the positive and negative effects of such a loose definition from Islamic Conference on  terrorism, first and foremost, it seems to be a response to the loose policy making of the great powers in the Security Council and the United Nations System to combat the so called terrorism in the first place.

For those mates who eager to read on the mere question of definition of Terrorism, I inter alia, suggest:

The Definition of Terrorism A Report by Lord Carlile of Berriew Q.C. Independent Reviewer of Terrorism Legislation;

Definition of Terrorism and Self-Determination by Jorri Duursma;

Towards a Definition of Terrorism by Ayatullah Shaykh Muhammad ‹Ali Taskhiri

فوریه 11, 2009 Posted by | معاهدات بین المللی, تروریزم, سازمان های منطقه ای, طرح پرسش | بیان دیدگاه

یک پرسش تئوریک در مورد دیوان بین المللی دادگستری

چرا دیوان بین المللی دادگستری تمایل دارد تا موجودیت فرم های عرفی و معاهداتی یک قاعده را از یکدیگر متمایز جلوه دهد؟ آیا جز این است که وجود یک قاعده ، از رهگذر وجود ایجاب و الزام به عمل به آن «باید» یا «نباید»ی کشف می شود که از قاعده در معنای مجرد آن بر می خیزد و تفاوتی نمی کند که سوژه های یک نظام ، الزام به اجرای آن قاعده را در چه فرمی پذیرفته باشند تا آن قاعده به وجود آید؟ به بیان دقیق تر به نظر شما ، آیا تفاوتی می کند که دفاع مشروع حسب آنکه از منظر ماده ی 51 منشور ملل متحد شناسایی شود و یا آنکه قاعده ای عرفی تلقی گردد همچنان قاعده ی دفاع مشروع است؟

این سوال از آنجا ناشی می شود که دیوان در رای نیکاراگوئه بیان می دارد :

178. There are a number of reasons for considering that, even if two norms belonging to two sources of international law appear identical in content, and even if the States in question are bound by these rules both on the level of treaty-law and on that of customary international law, these norms retain a separate existence.

179. It will therefore be clear that customary international law continues to exist and to apply, separately from international treaty law, even where the two categories of law have an identical content.

خصوصا آنکه خود دیوان در همان رای نیز یاد آور می شود:


«It is of course axiomatic that the material of customary international law is to be looked for primarily in the actual practice and opinion juris of States, even though multilateral conventions may have an important role to play in recording and defining rules deriving from custom, or indeed in developing them.» (Continental Shelf (Libyan Arab Jarnahiriyu/ Malta), I. C.J. Reports 1985, pp. 29-30, para. 27.)

نوامبر 17, 2008 Posted by | آراءِ محاکم بین المللی, دیوان بین المللی دادگستری, طرح پرسش | 2 دیدگاه

یک پرسش روابط بین المللی

این برای حقوقدان و سیاست شناس بین المللی امری بدیهی است که تاسیسات حقوقی نقش قابل توجهی در تمشیت مسائل مرتبط با سیاست خارجی هر دولت بازی می کنند ؛ از همین روی  برخی از حقوقدانان ، حقوق بین الملل را مطلقا تابعی از امور سیاسی و نیازها و ضرورت های سیاسی و اقتصادی بین الملل به شمار می آورند. از میان ناظران روابط بین المللی ، این رابرت کوهین است که در فرض «وجود دو دیدگاه» حقوقدانان بین المللی را به دو دسته ی ابزارگرا instrumentalist و حقوق گرا legalist تقسیم می کند ؛ دسته ی متقدم مصادیقی چون وابستگان مکتب New Haven و یا آن دسته از حقوقدانان که به بیان یان برانلی Ultra Positivist به شمار می روند داشته و از میان طرفداران گرایش دوم می توان به ساختارگرایان فرانسوی (که اصلی ترین گرایش حقوق بین المللی در ایران نیز هستند) اشاره کرد. حال سوال اینجاست : اگر جزء گروه نخست باشیم و بپذیریم که حین شکل گیری یک قاعده حقوق بین المللی ، مشاوران حقوقی دولت ها و دکترین هایی که در دانشکده های حقوق و مدارس روابط بین الملل تدرییس می شوند می توانند در تغییر و یا استحکام عملکرد دولت ها برای ساختن یک قاعده نقش بازی کنند ، آیا نظریه ی دفاع مشروع پیش دستانه preemptive می تواند نیازها و ضرورت های دفاعی دولت ایران را برآورده سازد ؟ به بیان دیگر چنانچه بپذیریم که این دکترین (که خاصه جایگاه خود را در عملکرد دولت ها نیز بازیافته و به نظر می رسد ایران نیز کمابیش به آن متمایل است) برای مقابله با گروه های مسلح غیر دولتی در حال شیوع است ، کدام موضع را برای دولت ایران توصیه می کنید : تائید و تشریک مساعی با کشورهای عمل کننده به دکترین برای شکل دادن به قاعده و تاثیر گذاشتن بر دینامیک رژیم دفاع مشروع در این موج جدید (برای اعمال دفاع مشروع علیه بازیگران غیر دولتی مسلح) ، یا پافشاری بر مواضع ایستای حقوق بین الملل مبنی بر ممنوعیت استفاده از زور در مقام دفاع مشروع علیه بازیگران غیر دولتی (ن.ک رای دیوار پاراگراف 139) و تردید در امکان دست یازیدن به دفاع مشروع در صورت بروز و وجود خطر قریب الوقوع ، یعنی دفاع پیش دستانه؟

برای پاسخ گفتن به این پرسش طبعا باید امور واقعی که ایران در سیاست دفاعی خود با آن دست به گریبان است در نظر گرفت ؛ از این جمله می توان به وجود گروه های مسلح مشغول به قاچاق مواد مخدر در مرزهای شرقی، گروه های قومی شورشی احتمالی ، گروه های مسلح سیاسی و در نهایت القاعده به عنوان یک گروه مسلح رادیکال سنی با رویکرد تروریستی که دشمن بالقوه ی مسلمانان غیر عرب غیر سنی به شمار می رود اشاره کرد . هر یک از گروههای مسلح فوق زمانی موضوع این پرسش قرار می گیرند که در خاک کشوری دیگر مقیم باشند و از آن سرزمین حملاتی را علیه خاک ایران هدایت کنند و بخواهیم به این وسیله امکان ورود به خاک همسایه برای سرکوب آنان را از نظر حقوقی توجیه کنیم.

پاسخ به این پریسش می تواند در چهارچوب یک پایان نامه ی بین رشته ای ممکن شود. فاکتورهای مهم در این میان به این قرار قابل فهرست هستند:

1) موضوع تروریزم (قطعنامه های 1368 و 1373 شورای امنیت): تروریستی بودن عملکرد این گروه ها می تواند راهروهای استفاده از زور را مستندا به دو قطعنامه فوق فراخ تر کند.

2) امکان استفاده کشورهای دیگر از همین دکترین برای ورود موقت به خاک کشور ایران : چه میزان این احتمال را قوی می بینید ؟ آیا کشورهای همسایه قدرت نظامی کافی برای ایجاد تهدیدی از این دست علیه  ایران را دارا هستند؟

3) رژیم های دفاعی جمعی که بین ایالات متحده و کشورهای همسایه در حال شکل گیری است : آیا این پیمان ها می توانند راهی برای ورود نیروه های نظامی ایالات متحده به خاک ایران برای سرکوب گروه های مسلح و تروریستی که ممکن است ادعا شود موقتا به خاک ایران پناه آورنده اند فراهم کنند؟

4) ایجاد رژیم های امنیتی موازی از سوی ایران با کشورهای همسایه در مقابل رژیم های فوق الذکر چه میزان در خنثی کردن احتمال بروز مورد سوم موثر خواهد بود؟

اکتبر 4, 2008 Posted by | حقوق مخاصمات مسلحانه, دفاع مشروع, دانشگاهی, طرح پرسش, عرف | 6 دیدگاه