International law blog

Cases and News

یک مناقشه جهان سومی!

» آمده است كه هيرمند دختر پادشاه سيستان بزرگ بود که در دسيسه اي اهريمني ناخواسته سبب مرگ پدر مي شود و پس از آگاهي برسر گور پدر آنقدر اشك مي ريزد كه رودخانه اي بزرگ پديدار مي شود.»

بالا گرفتن دور جدید مناقشات ایران و افغانستان در مورد رودخانه هیرمند  که  از تیرماه گذشته  و در پی قطع شدن آب رودخانه به روی ایران آغاز شده اتفاق تازه ای نیست. جدیدترین سند در این باره معاهده 1351 خورشیدی است. درمهرماه سال 1347 به هنگام سفر صدر اعظم وقت افغانستان طرحي تهيه وبه سفير ايران درافغانستان داده شد .اين دورگفتگوها تاسال1351 به درازا كشيد وسرانجام به تهيه يك معاهده ودوپروتكل، يكي درخصوص وظايف كميسيون آب وديگري ناظر به حل اختلاف از طريق حكميت منجر شد. وفق قرارداد 1351 سهميه ايران از آب هيرمند به طور متوسط 26 مترمكعب درثانيه تعيين گرديده است. براساس اين معاهده دوازده ماده اي دولت افغانستان از هر گونه اقدامي كه باعث نقصان حقابه ايران شود خوداري خواهد كرد و نیز ماده 6 افغانستان را از هر اقدامي كه موجب نامساعد شدن آب زراعت ايران گردد منع نموده است . خواندن متن کامل معاهده را به شما پیشنهاد می کنم. ضمناً برای اطلاع از سوابق تاریخی و  بررسی نقش همیشگی استعمار در مناقشات جهان سوم به اینجا مراجعه فرمایید.

اين معاهده به تصويب مجلس افغانستان نيز رسيد ولي كودتاي تيرماه 1352 افغانستان و تغير رژيم سلطنتي به جمهوري مبادله اسناد را به تعويق انداخت. سرانجام دو دولت پس از مذاكره ومبادله اسناد تصويب شده، قرارداد 1351 را درخردادماه 1356 لازم الاجرا اعلام كردند. ازاين تاريخ به بعد افغانستان دستخوش كودتاهاي پي در پي گرديد و درايران نيز با انقلاب 1357، حكومت جمهوري اسلامي جايگزين گرديد و تا اين تاريخ در اين خصوص مذاكرات جدیدي صورت نگرفته است.

موافقتنامه 1815 وين درتعريف رودخانه هاي بين المللي سه شرط را مطرح نموده است:1/رودي كه از سرزمين دويا چند كشور مي گذرد،2/رودي كه سرزمين دويت چند كشور را جدا مي سازد، 3/رودي كه براي دويا چند ملت داراي اثر اقتصادي باشد. با این وصف در بین المللی بودن رودخانه هیرمند نمی توان تردید نمود. البته برای مطلعه دقیق و ارائه پیشنهادهای کاربردی تر مراجعه به اسناد جدید بین المللی و روشهای حل اختلاف مندرج در آن برای دوستان علاقه مند می تواند راهگشا باشد. تا جاییکه حقیر یه خاطر می آورم کمیسون حقوق بین الملل هم بعد از سال 2000 پیش نویسی را در این زمینه تدارک دیده است.

در انتها بد نیست از موضع وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران مطلع باشید.

ژانویه 29, 2009 Posted by | Uncategorized, معاهدات بین المللی, حقوق بین الملل, خبرها و رویدادها | 5 دیدگاه

PSI 1

اینکه در این وبلاگ تاکنون  در مورد جنگ 22 روزه اسرائیل و حماس چیزی نوشته نشده، احتمالاً به علت تازگی موضوع و پرهیز از شتابزدگی در تحلیل این موقعیت بغرنج بوده است ( و البته شاید تنبلی بنده و دوستان!). به هر حال ضمن آنکه  پرداختن به این مورد و به ویژه قطعنامه بی خاصیت ( بخوانید بی هویت!) شورای امنیت را به آینده نزدیک موکول می کنم، بی مناسبت ندیدم نوشتن در مورد حقوق بین الملل دریاها را از یکی از حوادث جنبی این مخاصمه مسلحانه شروع کنم.

خبرگذاری   Associated Press-AP در خبر 22 ژانویه خود آورده  یک کشتی با مالکیت ایرانی که تحت پرچم قبرس حرکت می کرده توسط یک ناو آمریکایی در دریای سرخ متوقف و مورد بازجویی قرار گرفته است. در این خبر که به نقل از مقامات پنتاگون مخابره شده، علت این اقدام » احتمال حمل سلاح برای گروه نظامی حماس» ذکر شده است.

مبنای این اقدام آمریکا چنانچه بسیاری از دوستان عزیزم مطلع هستند به برنامه PSI باز می گردد که از سال 2003   توسط جرج بوش در KRAKOW  لهستان اعلام موجودیت کرد. بر اساس این ابتکار آمریکا که امروزه حمایت تعداد قابل توجهی از کشورهای اروپایی و قدرتهای دریایی را به همراه خود دارد، اعضا این اجازه را به خود داده اند که در صورت وجود دلایل قوی بر حمل سلاحهای تخریب انبوه(WMD)  در دریای آزاد، وارد عرشه کشتی مظنون شده و آن را مورد بازرسی قرار دهند. در مورد این توافق که در ظاهر بر خلاف ماده 110 کنوانسیون حقوق دریاها 1982 می باشد، در پستهای آتی بیشتر خواهم نوشت. فعلاً شما را برای مطالعه بیشتر به این نوشته ارجاع می دهم.

البته در قسمتی از این خبر گفته شده که ورود به عرشه و بازرسی کشتی که 2 روز طول کشیده، با اجازه خدمه کشتی صورت گرفته است! این عبارت غیر دقیقی است. چراکه بر اساس حقوق بین الملل دریاها به جز موارد ماده 110، ورود به کشتی کشور دیگر تنها با اجازه دولت صاحب پرچم یا اجازه فرمانده (Master) آن ممکن خواهد بود و رضایت خدمه (Crew) محمل قانونی ندارد. منتظر نظرات موافق یا مخالف دوستان حقوق بین المللیم خواهم بود.

ژانویه 28, 2009 Posted by | خبرها و رویدادها, عرف | بیان دیدگاه

رای دیوان: کرواسی علیه صربستان

دیوان بین المللی دادگستری رای خود در مورد صلاحیتش در دعوای فوق را صادر کرد. رای دیوان را اینجا و اسناد دعوا را اینجا ببینید.

برای آنانی که پدیده ی «قاعده ی آمره» نظرشان را جلب کرده ، وفور این دعاوی و نحوه ی استدلال اطراف دعوا و نیز دیوان بین المللی دادگستری در این پرونده و به طور کلی پرونده های مرتبط با حق حیات ،خصوصا ژنوسید (مانند پرونده ی تازه ای که گرجستان علیه روسیه ثبت کرد – البته اگر دیوان صالح برای رسیدگی باشد) می تواند مفید باشد.

نوامبر 22, 2008 Posted by | آراء ترافعی, آراءِ محاکم بین المللی, حل و فصل اختلافات بین المللی, خبرها و رویدادها, دیوان بین المللی دادگستری | بیان دیدگاه

دیوان بین المللی دادگستری – جمهوری سابق یوگوسلاو مقدونیه علیه یونان

دیوان خبر ثبت این دعوا را در 17 نوامبر 2008 منتشر کرد. مبنای این دعوا ، ادعای مقدونیه درباره ی تخطی یونان از اجرای ماده ی 11 معاهده ی Interim Accord که در 13 سپتامبر 1993 میان طرفین امضاء شده بود، است. صلاحیت دیوان حسب پاراگراف 2 ماده ی 21 این معاهده قابل اثبات به نظر می رسد.

این دعوا ریشه در مخالفت یونان برای عضویت مقدونیه در NATO دارد.

دادخواست مقدونیه را اینجا ببینید.

نوامبر 22, 2008 Posted by | حل و فصل اختلافات بین المللی, خبرها و رویدادها, سازمان های منطقه ای, سازمان های بین المللی | بیان دیدگاه

AALS: call for papers

بخش حقوق بشر AALS the Association of American Law Schools دعوت به ارسال نوشته برای ارائه در نشست سالیانه ی 2009 در سان دیاگو کرده ؛ این ، به نظر میرسد برای دانشجویان حقوق بشر و حقوق بین الملل موضوع تامل باشد. فراموش نکنیم که با فرا رسیدن سال جدید ، خصوصا در ماده نوامبر نشست های دانشگاهی هم رونق می گیرند. یکی ازاین نشست ها که احتمالا می تواند برای دانشجویان ایرانی حقوق بین لملل و حقوق بشر جالب باشد کارگاه تحصیلات تکمیلی انجمن آسیایی حقوق بین الملل است که در همان ماه در دانشگاه ملی سنگاپور برگزار خواهد شد.

اوت 21, 2008 Posted by | Call for Papers, خبرها و رویدادها | بیان دیدگاه

آتش بس و ادامه راه

سرانجام تلاشهای نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه، ریاست دوره ای اتحادیه اروپا، به تنظیم یک موافقتنامه یک صفحه ای انجامید. تعجبی ندارد که در هنگام امضا، خود سارکوزی جمله ای به این مضمون بر زبان آورد که این موافقتنامه سندی برای آتش بس است و نه تضمین کننده یک صلح پایدار؛ چراکه این توافقنامه، اگر واژه های قرن بیستمی نظیر استفاده از زور، کمکهای بشردوستانه و نیروهای حافظ صلح را کنار بگذاریم ، خاطرات موافقتنامه های استعماری قرن 18و 19 را برایمان زنده می کند و تنها چیزی که از عهدنامه ترکمانچای خودمان کم دارد این است که ملاحظات عصر جدید اجازه ضمیمه کردن خاک طرف مقابل را به روسها نمی داده است. ( وعده های آمریکا برای حمایت از گرجستان را که فراموش نکرده اید؟!!!)

اولین نکته آن است که هر چند بحث خود مختاری اوستیای جنوبی از زمان فروپاشی شوروی و نیز در پی مناقشات سال 1992 و استقرار نیروهای حافظ صلح همواره محل مناقشه بوده است، اما به هر حال در عرف بین الملل قسمتی از خاک گرجستان محسوب می شود. این در حالی است که در هیچ پاراگرافی از این معاهده 6 بندی، چنانچه در موافقتنامه های اینچنینی مرسوم است، صحبتی از حفظ یکپارچگی گرجستان به عنوان کشوری که مناقشات در خاک آن جریان دارد به میان نیامده است. مطلب کاملتر، بویژه تفاوت بند 4و 5 موافقتنامه در اشاره به نیروهای گرجی و روسی که از دسته دوم به عنوان حافظان صلح یاد کرده را می توانید در نوشته ای از Chris Borgen با این عنوان بخوانید: «Parsing the Georgian Peace_Fire Agreement«

من تنها توجه شما را به یک نکته جلب می کنم و اینکه آیا چنین توافقنامه ای می تواند مصداقی از ماده 52 عهدنامه 1969 وین در مورد معاهدات باشد؟ ماده 52 در میان مواد قبل و بعد از خود که به موارد بی اعتباری معاهدات پرداخته اند، مورد اجبار یک کشور به انعقاد یک معاهده به وسیله تهدید یا زور را بیان کرده است. بحث آن است که مصادیق این تهدید یا زور چیست و آیا آنچه بر سر گرجستان رفته است، مشمول این ماده می شود یا خیر؟

در آخر نوشته ام می خواهم یک مشق شب برای خود و دوستان حقوق بین المللیم تعیین کنم( البته اگر جسارت مرا به بزرگی خود ببخشند!). در ابتدای نوشته ذکر آن رفت که موافقتنامه 6 بندی مذکور ابتدای راه است و قطعاً برای ایجاد یک صلح پایدار در منطقه مکانیسمهای کارآمدتری( البته از نوع حقوق بین المللیش) نیاز است. حال سؤال من از دوستان این است که در تعیین هرگونه مکانیسم بین المللی خواست مردم اوستیای جنوبی چه نقشی خواهد داشت؟ در مورد مناطق استعماری در حقوق بین الملل قاعده محکمی وجود دارد که تعیین سرنوشت آنها پس از استعمارزدایی با مردمانشان است. اما در مواردی چون اوستیا و یا کبک که خارج از بحث استعمارزدایی قرار دارند، مناقشه از آنجا ناشی می شود که در جمله » حق مردمان برای تعیین سرنوشت» مردمان تنها شامل ساکنان مناطق جدایی طلب می شود یا کل مردمان سرزمین اصلی مثل گرجستان یا کانادا. برای شروع می توانید از اینجا آغاز کنید.

اوت 17, 2008 Posted by | حقوق مخاصمات مسلحانه, خبرها و رویدادها | ۱ دیدگاه

گرجستان : دو دعوا نزد دو مرجع

12 آگوست : دیوان بین المللی دادگستری از ثبت دعوایی توسط گرجستان علیه روسیه خبر داد ؛ ادعای گرجستان تخلف روسیه بتوسط ارگان های دولتی آن کشور و دیگر اشخاص و موجودیت های تحت کنترل آن کشور (منتسب کردن اعمال شورشیان آبخازیا به دولت روسیه) ، از مقررات کنوانسیون بین المللی امحاء تمام اشکال تبعیض نژادی 1965 (CERD) درون و اطراف قلمرو گرجستان است.

دو نکته در این ادعا جالب توجه هستند : نخست اشاره ی گرجستان به حمایت روسیه از بازیگران غیر دولتی (شورشیان وجدایی طلبان) در آبخازیا و اوستیا و دیگر محدوده ی زمانی این دخالت ها که از 1990 تا آگوست 2008 تخمین زده شده.

درخواست دولت گرجستان از دیوان ، الزام روسیه به عمل به تعهدات آن کشور در راستای ترتیبات کنوانسیون فوق الذکر (مواد 2،3،4،5و6) بوده و صلاحیت دیوان را با استناد به ماده ی 22 کنوانسیون مثبت می داند و نیز به ماده ی 9 کنوانسیون منع ژنوسید به عنوان پشتوانه ی دادخواستش تکیه کرده است.

دادخواست گرجستان را اینجا ببینید.

14 آگوست : گرجستان درخواست خود از دیوان برای اتخاذ تدابیر موقت در ارتباط با دعوای ثبت شده را خواستار شد .

15 آگوست : دیوان امروز (15 آگوست) اعلام نمود که ادعای گرجستان را ، بر اساس برنامه ی منتشر شده از تاریخ 8 تا 10 سپتامبر در کاخ صلح لاهه استماع خواهد کرد ؛ در این راستا قاضی روزالین هیگینز (ریاست دیوان) حسب اختیارات ناشی از پاراگراف 4 ماده ی 74 قواعد دادرسی دیوان ، ابلاغیه ای را به دو طرف ارسال داشت.

11 آگوست : ثبت دعوایی از سوی دولت گرجستان علیه روسیه مستند به ماده ی 2 (حق حیات) و ماده ی 3 (ممنوعیت رفتار غیر انسانی و خفت بار) کنوانسیون اروپایی حقوق بشر.

12 آگوست: دیوان اروپایی حقوق بشر قراری را برای اعمال ترتیبات موقت در ارتباط با دعوای مطروحه از سوی گرجستان علیه روسیه بر اساس ماده ی 39 از قواعد رسیدگی دیوان صادر نمود و از هر دو طرف خواست تا با ترتیبات موارد 2 و 3 کنوانسیون مذکور که هر دو کشور به آن ملحق هستند همکاری کنند. (خبر ارسال شده از سوی دیوان را اینجا ببینید)

اوت 16, 2008 Posted by | مداخله ی نظامی بشردوستانه, آراءِ محاکم بین المللی, حقوق مسئولیت بین المللی, حقوق بشر, حل و فصل اختلافات بین المللی, خبرها و رویدادها | بیان دیدگاه

نشانه های حقوقی در مناقشه قفقاز

در حالیکه من فکر می کردم با نوشته ای در مورد قاچاق انسان و (یا به قول خودم تجارت انسان!) اولین نوشته ام در این وبلاگ را آغاز خواهم کرد، وسوسه موضوع مهمی مثل مناقشه روسیه و گرجستان من را هم مثل دوست عزیزم امین قنبری گرفتار کرد.    ( بلاخره پیاده رویهای مشترک هر از گاهی شبانه مشترکاتی را هم به دنبال دارد!). البته باز مثل امین قنبری من هم فکر می کردم «نوشتن {حقوقی} در این مورد کمی زود است و باید منتظر استدلالات حقوقی اطراف قضیه هم بود» ، امابعد از گذشت 7 روز از شروع درگیریها ظاهراً به میمنت و مبارکی به تدریج ردپای استدلالات حقوقی هم در گفتار و رفتار متخاصمان هویدا می گردد( البته اگر شما هم مثل من اتهامات لفظی و بدون پشتوانه حقوقی گذشته را کنار بگذارید).

جدیدترین یاداشت Chris Borgen روی opinio juris خبر از گمانه زنیهایی قوی از احتمال تقدیم دادخواستی توسط گرجستان علیه روسیه در ICJ به اتهام تصفیه نژادی می دهد. در حالیکه گمانه زنی دیگر خبر از شکایت علیه روسیه در دیوان بین المللی کیفری ICC دارد، آن هم به علت ارتکاب ژنوسید در منطقه آبخازیا از سال 1992. البته از سوی دیگر طرف روسی هم بی کار نمانده و احتمال آن می رود که در ICC و European Court of Human Rights علیه گرجستان طرح دعوا کند.

این همانجاییست که استثنائاً من با دوست عزیزم امین قنبری مخالف می شوم که روسیه غول خفته ای است که هیبت آن خطرناک تر از همتای آمریکاییش می نماید. چراکه اولاً همانطور که گفتم نشانه هایی از تغییر رویکرد این کشور و چرخش به سمت محاکم بین المللی به چشم می خورد. این را هم اضافه کنم که در 10 آگوست، کمیسیونر روسی حقوق بشر خواستارتشکیل دیوانی بین المللی در اوستیای جنوبی شده بود. ثانیاً خوب است من و امین و یا دیگر دانشجویان حقوق بین الملل که این مطالب را می خوانند، دلایل محکمی بیاوریم که اقدام روسیه عملی فراتر از آنی است که توسط آمریکا و متحدانش در مورد کوزوو و جدایی آن از صربستان صورت گرفت( البته این دعوت به همکاری است و من خودم اصراری به یکسان بودن این دو اتفاق ندارم و دوست دارم استدلال دوستان را بشنوم). این نکات را هم در نظر بگیرید که 90% ساکنین اوستیای جنوبی پاسپورت روسی دارند، طبق اخبار در حمله گرجستان 10 نیروی حافظ صلح روسی کشته شده اند و نیز روسیه به عنوان حافظ صلح در اوستیا حق دفاع از جمعیت اوستیای جنوبی را برای خود محفوظ می داند.( گر چه برای توجیه عمل خود) ثالثاً در مورد تأثیر اتفاقات یاد شده بر کشورمان هم  نفع یا ضرر اتفاق رخ داده، نیاز به تحلیل بیشتری دارد. اولین نتیجه می تواند شکاف بیشتر بین روسیه و امریکا در پرونده هسته ای ایران باشد. چرا که هر چه باشد «ساکاشویلی» بخت برگشته به اتکای دلار و تجهیزات امریکایی، «هل من مبارز» طلبیده و نمونه بارز دندان قوروچه دو ابر قدرت را می توان در درگیری لفظی «زلمای خلیل زاد» و «ویتالی چورکین»، سفرای امریکا و روسیه در سازمان ملل یافت که اولی روسیه را به تلاش برای تجاوز به خاک گرجستان و تغیی دولت آن متهم می کرد و دومی با به رخ کشیدن نمونه هایی چون صربستان، سومالی، افغانستان و عراق، تأکید داشت که تغییر رژیم یک شیوه امریکایی است. این را هم انکار نمی کنم که به هرحال به علت ظرفیت محدود طرف روسی در مواجهه با امریکا، امکان توافقات پشت پرده خلاف انتظار ما هم وجود دارد. گر چه در مورد مناقشه اخیر تاکنون برگ بنده در دست روسیه بوده و طرف امریکایی هم به رغم حمایت رسانه ای و حتی تهدید روسیه به صدور قطعنامه شورای امنیت، حتماً به متحد کوچک خود متذکر شده که با این یک مورد را با دم شیر بازی کرده!

نکته آخر هم اینکه در جایی خواندم که در صد بالایی از  مردم اوستیا خود را از اقوام ایرانی می دانند. حال که از ما جز تحلیل حقوقی( آن هم از نوع آبکیش!!!) کاری بر نمی آید، حداقل می توانیم در راستای آموزه های دروس حقوق بشرمان، برای هم نژادهایمان دعا کنیم!

اوت 13, 2008 Posted by | آراءِ محاکم بین المللی, حقوق مخاصمات مسلحانه, حقوق بین الملل کیفری, خبرها و رویدادها, دیوان بین المللی دادگستری | 2 دیدگاه

قهر روسیه و عاقبت استثتنائات منع توسل به زور

مدتی قابل توجه از تاریخ آخرین نوشته روی بلاگ می گذرد. این تاخیر طولانی نتیجه ی : 1) وفور و سرعت اخبار ، 2) تنبلی حقیر و مشغله ی دوستان و 3) نهایتا نوشتن چیزهای دیگر به جای بلاگ بود! به هر حال … در کنار وقایعی چون رای دوباره ی حمدان و موضوع مذاکرات هسته ای ایران و تحریم های جدید اروپا و انطباقشان با تعهدات بین المللی این کشورها و اجرای مجازات اعدام از سوی مقامات ایالت تکزاس در پرونده ی Avena در 5 آگوست که پس از مورد Lagrand یک خطای بین المللی دیگر را در  کارنامه ی ایالات متحده ی امریکا رقم زد ، از این حادثه ی اخیر نمی توانستم بگذرم : حمله ی روسیه به گرجستان.

جورج برنارد شاو نوشت : «قدرت بشر را فاسد نمی کند ، این ابلهان هستند که چون قدرت را در دست گیرند آن را به فساد می کشند». این حقیقتی است که قدرت های بزرگ و کوچک حاکم بر سیاره آن را بارها و بارها به شهروندان خودشان و دیگر سیاره نشینان ثابت کرده اند. پس از ویلسون ، جنگ دوم جهانی و توحش فاشیست ها در کشتار بسیاری از ما سیاره نشینان،  نخستین بهانه برای پوزش خواهی از آرمان های ویلسونی و باز کردن قلاده ی جنگ طلبان از سوی سیاستمداران و باز گذاشتن دست آنان برای توسل به جنگ به حساب می آید ؛ کافی است عمق فاجعه را در حمله به هیروشیما و درسدن آلمان ببینید. به هر حال در این سوی عالم ، غول خطرناک تری در حال بیدار شدن است که به مراتب از قدرت های دیگر در این جهان ترسناک تر به نظر می رسد ، زیرا :

1) روسیه به ما خیلی نزدیک است و از این جهت هزینه های مخاصماتی که او بر می انگیزد برای ما هم قابل توجه خواهد بود ، حتی اگر هرگز به ما حمله نکند ؛ نمونه ی این هزینه ها هرج و مرج در منطقه ، هجوم پناهجویان به کشورهای همسایه ، افزایش ریسک سرمایه گذاری است.

2) غول نظامی روسیه هیبت مردی را دارد قوی هیکل و بلوغ سیاسی کودکی که هنوز رشید نشده ؛ نگاه کنید به مناقشه ای که در ساحت سیاست داخلی تحمل می کند و بسته بودن دولت در این کشور که آن را از قید و بند نظارت نهادهای دموکراتیک می رهاند.

3) غرب وحشی از چندی پیش در منطقه حضور دارد و به این زودی ها هم مایل به رفتن نیست ؛ حال تصور کنید عاقبت کشورهایی که در منطقه برای حفظ صلح و مهیا کردن شرایط برای توسعه می کوشند با سرشاخ شدن دو نیروی فوق الذکر چه خواهد بود؟ کوته بینانه است که تصور کنیم در صورت نزدیکی وقوع چنین رخدادی سیاست خارجی این کشورها قابلیت بازی چندانی برای آشتی دادن نیروهای متخاصم داشته باشد.

4) روسیه ، لااقل تا آنجا که به حقوق بین الملل مربوط می شود ، دولتی چندان دوست داشتنی نیست . حق وتو دارد و تا کنون حتی یک بار هم نزد دیوان بین المللی دادگشتری حاضر نشده است ( شاید هم شده و حقیر خبر ندارد – اصلاح بفرمائید لطفا) که نویسنده آن را به حساب بی اعتنایی آن کشور به ترتیبات بین المللی حل و فصل اختلافات و از آن بدتر اساسا نفس وجود سازمان های بین المللی می گذارد. این مورد اخیر لااقل تا قبل از فروپاشی بودن تردید ایرادی وارد بود.

به هر روی مناقشه ی گرجستان موضوع جدیدی نبوده و پیش از این نیز توسط حقوقدانان بین المللی ، ترس احتمال اتکای روسیه به مستندات نه چندان محکم در حقوق بین الملل مانند حق تعیین سرنوشت و یا مداخله ی نظامی بشردوستانه برای توسل به جنگ، ابراز شده بود. این ترس امروز به فعل رسیده است.

آنچه در این میان اهمیت دارد تجاوز خواندن عمل روسیه از سوی دولت گرجستان است که بر جذابیت امر برای حقیر می افزاید. در هر صورت از آنجایی که در حال ، نوشتن در این مورد کمی زود است و باید منتظر استدلالات حقوقی اطراف قضیه هم بود ، به زودی نوشته های دیگری در این باره پست می کنم و از دوستانی که راجع به jus ad bellum مشغول خواندن و نوشتن هستند خواهمشندم تا در این امر یاری برسانند. قابل ذکر است دوستانی که برای نوشتن پایان نامه دورخیر کرده اند می توانند به جای پرداختن به کلیات تکراری ، موضوعاتی از این دست را انتخاب کنند .

شما را دعوت می کنم به خواندن یادداشت Chris Borgen روی opinio juris؛ من تردید ندارم بین حقوقدانان امریکایی ، این مورد یکی از مناسب ترین حقوقدانان برای رجوع است ، زیرا در مورد آسیای میانه و اوراسیا از یک سو از هژمونی و استفاده از زور از سوی دیگر تخصص دارد.

اوت 9, 2008 Posted by | مداخله ی نظامی بشردوستانه, توسل به زور, حقوق مخاصمات مسلحانه, خبرها و رویدادها, روزنوشت | بیان دیدگاه

بازداشت RADOVAN KARADZIC

رادووان کارادزیچ ، سرکرده ی سابق Republika Srpsa روز 21 جولای بازداشت شد. اوکه از 1995 خود را از نظر ها دور نگاه داشته بود با اتهاماتی چون ژنوسید و جنایات جنگی روبروست. ادعانامه ی دادستان دادگاه بین المللی یوگویسلاوی سابق را می توانید اینجا بخوانید. Case Information Sheet و نیز بیانیه ی دادستان Serge Brammertz نیز مفید و خواندنی به نظر می رسند.

ژوئیه 23, 2008 Posted by | آراءِ محاکم بین المللی, حقوق بین الملل کیفری, حقوق بشر, حقوق بشر دوستانه, خبرها و رویدادها, دیوان های ad hoc | بیان دیدگاه