International law blog

Cases and News

یک مناقشه جهان سومی!

» آمده است كه هيرمند دختر پادشاه سيستان بزرگ بود که در دسيسه اي اهريمني ناخواسته سبب مرگ پدر مي شود و پس از آگاهي برسر گور پدر آنقدر اشك مي ريزد كه رودخانه اي بزرگ پديدار مي شود.»

بالا گرفتن دور جدید مناقشات ایران و افغانستان در مورد رودخانه هیرمند  که  از تیرماه گذشته  و در پی قطع شدن آب رودخانه به روی ایران آغاز شده اتفاق تازه ای نیست. جدیدترین سند در این باره معاهده 1351 خورشیدی است. درمهرماه سال 1347 به هنگام سفر صدر اعظم وقت افغانستان طرحي تهيه وبه سفير ايران درافغانستان داده شد .اين دورگفتگوها تاسال1351 به درازا كشيد وسرانجام به تهيه يك معاهده ودوپروتكل، يكي درخصوص وظايف كميسيون آب وديگري ناظر به حل اختلاف از طريق حكميت منجر شد. وفق قرارداد 1351 سهميه ايران از آب هيرمند به طور متوسط 26 مترمكعب درثانيه تعيين گرديده است. براساس اين معاهده دوازده ماده اي دولت افغانستان از هر گونه اقدامي كه باعث نقصان حقابه ايران شود خوداري خواهد كرد و نیز ماده 6 افغانستان را از هر اقدامي كه موجب نامساعد شدن آب زراعت ايران گردد منع نموده است . خواندن متن کامل معاهده را به شما پیشنهاد می کنم. ضمناً برای اطلاع از سوابق تاریخی و  بررسی نقش همیشگی استعمار در مناقشات جهان سوم به اینجا مراجعه فرمایید.

اين معاهده به تصويب مجلس افغانستان نيز رسيد ولي كودتاي تيرماه 1352 افغانستان و تغير رژيم سلطنتي به جمهوري مبادله اسناد را به تعويق انداخت. سرانجام دو دولت پس از مذاكره ومبادله اسناد تصويب شده، قرارداد 1351 را درخردادماه 1356 لازم الاجرا اعلام كردند. ازاين تاريخ به بعد افغانستان دستخوش كودتاهاي پي در پي گرديد و درايران نيز با انقلاب 1357، حكومت جمهوري اسلامي جايگزين گرديد و تا اين تاريخ در اين خصوص مذاكرات جدیدي صورت نگرفته است.

موافقتنامه 1815 وين درتعريف رودخانه هاي بين المللي سه شرط را مطرح نموده است:1/رودي كه از سرزمين دويا چند كشور مي گذرد،2/رودي كه سرزمين دويت چند كشور را جدا مي سازد، 3/رودي كه براي دويا چند ملت داراي اثر اقتصادي باشد. با این وصف در بین المللی بودن رودخانه هیرمند نمی توان تردید نمود. البته برای مطلعه دقیق و ارائه پیشنهادهای کاربردی تر مراجعه به اسناد جدید بین المللی و روشهای حل اختلاف مندرج در آن برای دوستان علاقه مند می تواند راهگشا باشد. تا جاییکه حقیر یه خاطر می آورم کمیسون حقوق بین الملل هم بعد از سال 2000 پیش نویسی را در این زمینه تدارک دیده است.

در انتها بد نیست از موضع وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران مطلع باشید.

ژانویه 29, 2009 - Posted by | Uncategorized, معاهدات بین المللی, حقوق بین الملل, خبرها و رویدادها

5 دیدگاه »

  1. دورد بر شما
    اما به لفظ جهان سومی مخالفم آقا! مخالفم!

    دیدگاه توسط امین قنبری | فوریه 1, 2009 | پاسخ

  2. چرا؟

    دیدگاه توسط alimajd | فوریه 2, 2009 | پاسخ

  3. من فکر می کنم معضل کم آبی گریبان خیلی از کشورهای دنیا را گرفته، و الاقل در آینده ی نه چندان دوری از این هم حاد تر میشه. این ربطی به جهان سوم نداره. فکر می کنم این موضوعی است که خامد رزاقی هم با من اشتراک نظر داره.
    از این مهمتر اینکه لفظ جهان سومی بیشتر از استادهای پیر علوم سیاسی، روابط بین الملل یا ژورنالیست هایی شنیده می شه که هنوز دنیا را در چهارچوب دو ایدئولوژی می بینن و این وسط یک جهان سوم هم تعریف می کنن که ملت هاش بین اون دوتا قطب سرگردونن.
    به هر حال این یک موضوع سلیقه ای بود. از یادداشتت خیلی استفاده کردم. مخصوصا وجه تسمیه اش برام تازگی داشت. سپاس

    دیدگاه توسط امین قنبری | فوریه 11, 2009 | پاسخ

  4. امین عزیز استفاده از واژه جهان سومی به معنی این نیست که مشکل آب تنها مختص به این دسته از کشورهاست. بلکه منظور این بوده که مشکلات فعلی ناشی از معاهدات تنش زا و منفعت طلبانه ای است که انگلیسیها در قرن 19 و 20 به دو ملت تحمیل کرده اند. همانطور که موارد مشابه زیادی در مورد سیاستهای استعماری و عواقب بعدی آن بر کشورهای جهان سومی آن روز و در حال توسعه! امروز وجود دارد. بد نیست تو و حامد رزاقی نگاهی به تاریخچه معاهدات رود هیرمند بیاندازید. به هر حال از دقت نظرت متشکرم.

    دیدگاه توسط alimajd | فوریه 14, 2009 | پاسخ

  5. حالا این جوون یه اشتباهی کرده عنوان بی ربطی انتخاب کرده حالا نباید که اینقدر گیر بدید بهش. در مورد مشکلات و اختلافات دو دولت ایران و افغانستان بر سر منابع آب رود هیرمند باید گفت که مسئله در حال حاضر چندان جای بحث حقوقی نداره. چون موافقتنامه ای که دو دولت در خصوص آن تنظیم کرده اند سهم دقیق هر کدام را از آب هیرمند مشخص کرده و دیگه نیازی به استناد به حقوق عرفی در این خصوص و اصولی چون اصل استفاده منصفانه و معقول و اصل منع ایراد ضرر قابل توجه به دیگر کشورهای کناره رودخانه نیست. اما دولت افغانستان به مفاد موافقتنامه پایبندی نشان نداده و خلاف مقررات موافقتنامه عمل می کنه و بیش از سهم پیش بینی شده خودش رو برداشت می کنه. پس شکی در نقض تعهد افغانستان نیست. مسئله اینه که ایران در این رابطه چی کار می کنه. آیا از اهرم فشار سیاسی خودش استفاده می کنه. ایران در روابط دیپلماتیک خودش با افغانستان که شاید رود هیرمند یکی از مهمترین اونها باشه باید بیش از پیش از اهرم فشار مهاجران افغان استفاده کنه و تهدید به بازگرداندن یا نپذیرفتن اونها رو به عنوان وسیله ای برای فشار بر دولت افغانستان برای انجام تعهدات خودش در قبال آب هیرمند مورد استفاده قرار بده. البته افغانستان ممکنه برای فرار از مسئولیت به فورس ماژور که بصورت خشکسالی تجسم پیدا کرده استناد کنه. هر چند به خاطر دامنه دار بودن این معضل در چند سال اخیر وصف غیر قابل پیش بینی بودن آن از بین رفته و نمی شه خشکسالی های اخیر رو فورس ماژور تلقی کرد.

    دیدگاه توسط مرتضی محمودزاده | فوریه 16, 2009 | پاسخ


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: