International law blog

Cases and News

نشانه های حقوقی در مناقشه قفقاز

در حالیکه من فکر می کردم با نوشته ای در مورد قاچاق انسان و (یا به قول خودم تجارت انسان!) اولین نوشته ام در این وبلاگ را آغاز خواهم کرد، وسوسه موضوع مهمی مثل مناقشه روسیه و گرجستان من را هم مثل دوست عزیزم امین قنبری گرفتار کرد.    ( بلاخره پیاده رویهای مشترک هر از گاهی شبانه مشترکاتی را هم به دنبال دارد!). البته باز مثل امین قنبری من هم فکر می کردم «نوشتن {حقوقی} در این مورد کمی زود است و باید منتظر استدلالات حقوقی اطراف قضیه هم بود» ، امابعد از گذشت 7 روز از شروع درگیریها ظاهراً به میمنت و مبارکی به تدریج ردپای استدلالات حقوقی هم در گفتار و رفتار متخاصمان هویدا می گردد( البته اگر شما هم مثل من اتهامات لفظی و بدون پشتوانه حقوقی گذشته را کنار بگذارید).

جدیدترین یاداشت Chris Borgen روی opinio juris خبر از گمانه زنیهایی قوی از احتمال تقدیم دادخواستی توسط گرجستان علیه روسیه در ICJ به اتهام تصفیه نژادی می دهد. در حالیکه گمانه زنی دیگر خبر از شکایت علیه روسیه در دیوان بین المللی کیفری ICC دارد، آن هم به علت ارتکاب ژنوسید در منطقه آبخازیا از سال 1992. البته از سوی دیگر طرف روسی هم بی کار نمانده و احتمال آن می رود که در ICC و European Court of Human Rights علیه گرجستان طرح دعوا کند.

این همانجاییست که استثنائاً من با دوست عزیزم امین قنبری مخالف می شوم که روسیه غول خفته ای است که هیبت آن خطرناک تر از همتای آمریکاییش می نماید. چراکه اولاً همانطور که گفتم نشانه هایی از تغییر رویکرد این کشور و چرخش به سمت محاکم بین المللی به چشم می خورد. این را هم اضافه کنم که در 10 آگوست، کمیسیونر روسی حقوق بشر خواستارتشکیل دیوانی بین المللی در اوستیای جنوبی شده بود. ثانیاً خوب است من و امین و یا دیگر دانشجویان حقوق بین الملل که این مطالب را می خوانند، دلایل محکمی بیاوریم که اقدام روسیه عملی فراتر از آنی است که توسط آمریکا و متحدانش در مورد کوزوو و جدایی آن از صربستان صورت گرفت( البته این دعوت به همکاری است و من خودم اصراری به یکسان بودن این دو اتفاق ندارم و دوست دارم استدلال دوستان را بشنوم). این نکات را هم در نظر بگیرید که 90% ساکنین اوستیای جنوبی پاسپورت روسی دارند، طبق اخبار در حمله گرجستان 10 نیروی حافظ صلح روسی کشته شده اند و نیز روسیه به عنوان حافظ صلح در اوستیا حق دفاع از جمعیت اوستیای جنوبی را برای خود محفوظ می داند.( گر چه برای توجیه عمل خود) ثالثاً در مورد تأثیر اتفاقات یاد شده بر کشورمان هم  نفع یا ضرر اتفاق رخ داده، نیاز به تحلیل بیشتری دارد. اولین نتیجه می تواند شکاف بیشتر بین روسیه و امریکا در پرونده هسته ای ایران باشد. چرا که هر چه باشد «ساکاشویلی» بخت برگشته به اتکای دلار و تجهیزات امریکایی، «هل من مبارز» طلبیده و نمونه بارز دندان قوروچه دو ابر قدرت را می توان در درگیری لفظی «زلمای خلیل زاد» و «ویتالی چورکین»، سفرای امریکا و روسیه در سازمان ملل یافت که اولی روسیه را به تلاش برای تجاوز به خاک گرجستان و تغیی دولت آن متهم می کرد و دومی با به رخ کشیدن نمونه هایی چون صربستان، سومالی، افغانستان و عراق، تأکید داشت که تغییر رژیم یک شیوه امریکایی است. این را هم انکار نمی کنم که به هرحال به علت ظرفیت محدود طرف روسی در مواجهه با امریکا، امکان توافقات پشت پرده خلاف انتظار ما هم وجود دارد. گر چه در مورد مناقشه اخیر تاکنون برگ بنده در دست روسیه بوده و طرف امریکایی هم به رغم حمایت رسانه ای و حتی تهدید روسیه به صدور قطعنامه شورای امنیت، حتماً به متحد کوچک خود متذکر شده که با این یک مورد را با دم شیر بازی کرده!

نکته آخر هم اینکه در جایی خواندم که در صد بالایی از  مردم اوستیا خود را از اقوام ایرانی می دانند. حال که از ما جز تحلیل حقوقی( آن هم از نوع آبکیش!!!) کاری بر نمی آید، حداقل می توانیم در راستای آموزه های دروس حقوق بشرمان، برای هم نژادهایمان دعا کنیم!

اوت 13, 2008 - Posted by | آراءِ محاکم بین المللی, حقوق مخاصمات مسلحانه, حقوق بین الملل کیفری, خبرها و رویدادها, دیوان بین المللی دادگستری

2 دیدگاه »

  1. اولین نوشته ات رو تبریک می گم. ضروری میبینم تا نکاتی رو یادآوری کنم:
    1) در مواردی که بدانها اشاره شد ، این روسیه نیست که به سراغ سازمان ها و محاکم بین المللی می رود. برعکس این دیگر کشورها (گرجساتان) هستند که از دست روسیه به این نهادها پناهنده می شوند.🙂
    2) روسیه یا هر کشور دیگری نمی تواند به تلافی خلاف و عمل ناروای بین المللی کشوری دیگر دست به عمل ناروای مشابه بزند. این معنی حکومت قانون است . بر این اساس چنانچه حتی اگر فرض بدانیم که به عنوان مثال کوزوو با اوستیا تشابه دارند ( که حقیقتا ندارند و این بواسطه ی رجوع به قطعنامه های پیش از حمله ی ناتو به کوزوو یعنی 1160 در 1998 که شورای امنیت در این قطعنامه وضعیت کوزوو را تهدیدی علیه صلح قلمداد می کند و تحریم تسلیحاتی را به هر دو سوی مناقشه ، یعنی بوگوسلاوی سابق و آلبانیایی تبار های آن اقلیم تحمیل میکند که به روشنی از ورود ماجرا در فصل هفتم منشور گواهی می دهد و مجددا در قطعنامه ی 1199 که در این قطعنامه شورای امنیت وضعیت را علیه صلح و امنیت منطقه ارزیابی می کند و الی آخر …و البته باید اضافه کنم که جواز حمله هرگز به صورت بارزی از سوی شورای امنیت صادر نمی شود) اما سکوت کشور ها و این حقیقت که یک سازمان بین المللی وضعیت را مورد بررسی و آن را وصف نموده و در آخر اینکه ترتیبات نظامی توسط یک سازمان دفاعی منطقه ای اتخاذ شده را نمی توان از نظر دور داشت . اینهاو موارد بسیار دیگری که در این نوشتار کوتاه نمی گمجند اما روشن به نظر میرسند نقاط افتراق مورد حاضر با کوزوو به شمار می روند.
    3) نجات تابعان نیز ، اگر مورد استناد قرار بگیرد ، عملی غیر فانونی است و هنوز راهروهای دفاع مشروع برای قبولش آن قدر عریض نشده.
    4) نیروهای روسیه از مرزهای اوستیا فراتر رفته اند که بر اساس قطعنامه ی تعریف تجاوز سال 1976 از مصادیق تجاوز شناخته می شود و موضوع را از شقوق مداخله ی بشردوستانه و نجات تابعان هم دور تر برده است. این موضوع محور اصلی اعتراضات و انتقادات نسبت به عملکرد روسیه به شمار می رود.
    5) از بعدی سیاسی ، همزمانی این عمل روسیه با جلسه ی آتی مجمع کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که قرار است در آن راجع به عضویت گرجستان بحث شود ظم برانگیز است (نتیجته آن گشوده شدن پایگاه های ناتو در آن کشور خواهد بود). در این میان بعید نیست غرب موضوع هسته ای ایران را برای برداشتن حمایت روسیه از ایران در شورای امنیت در جهت گذراندن قطعنامه ی چهارم روی میز روس ها بگذارد و البته پیش بینی انتخاب روسیه در این سناریو ، لااقل برای من کمی دشوار است زیرا به سختی بشود رفتار سیاسی این خرس قوی هیکل را ، به همان دلایلی که در یادداشتم بدانها شاره کرده بودم پیش بینی کرد.

    امیدوارم نظرات من را در تکمیل بادداشتت قبول کنی . منتظرر نوشته های خوبت در مورد قاچاق و از آن مهمتر حقوق دریاها که در آن تخصص داری هستیم.

    دیدگاه توسط امین قنبری | اوت 15, 2008 | پاسخ

  2. امین قنبری؛

    بابت تبریکت ممنون.اما چندتا نکته کوتاه به نظرم می رسد:
    1)اتفاقاً در این مورد خاص منظور من روسیه بود که احتمال دارد موضوع را به ICC و یا دادگاه اروپایی حقوق بشر ارجاع دهد. ضمن آنکه روسیه هر چند اساسنامه ICC را تصویب نکرده؛ ولی امضا کرده و شاید همین مناقشه محرکی برای تصوب آن شود که این البته برای حقوق بین الملل اقدام مبارکی است.
    2)وقتی حمله نظامی بدون مجوز صورت پذیرد، من خیلی نمی توانم بین یک سازمان منطقه ای و یا یک هزمونی منطقه ای تفاوت قائل شوم. ضمن اینکه خودت هم اشاره کردی که قطعنامه ای که وضعیتی را علیه صلح و امنیت قلمداد کرده، مجوزی برای حمله نیست.
    3)قطعاً نجات تابعان مجوزی برای تجاوز نیست. مثال من از این بابت بود که حداقل روسیه در قضیه اخیر، منافع بیشتری دارد تا ناتو و امریکا در قضیه کوزوو. ثانیاً من فقط می خواستم بگویم که بر خلاف نظر تو فکر نمی کنم که روسیه غول وحشتناکتری است. سگ زرد برادر شغال است عزیزم!

    دیدگاه توسط alimajd | اوت 16, 2008 | پاسخ


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: